سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آفریده را فرمان بردن نشاید آنجا که نافرمانى آفریننده لازم آید . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
دستورالعمل اخلاقی آیت الله بهجت ، دستورالعمل گشایش در سختی، سوره حشر ، دعا برای سلامتی امام زمان ، دعای عهد ، راز و نیاز با خدا، مناجات با خدا،حرف زدن با خدا, خدایا دستم را ب ، سلامتی امام زمان ، شعرهای زیبا درباره خدا, شعر عاشقانه, متن و جملات عاشقانه, لبخند ، عهد و پیمان ، غم و غصه و تنهایی, صحبت و راز و نیاز با خدا پروردگار, خدایا کمکم ، فرج ، متن های زیبا و انرژی بخش, علت آفرینش انسان, رشد و پیشرفت فلسفه خ ، مراحل موت، تحمل اذیت مردم، موت احمر ، مومن، نشانه های مومن، ایمان، ورع، صدقه، صبر، حلم، صدق هنگام خوف ، یاد کردن خدا, به یاد بودن خداوند, محبت خدا, آثار و برکات یاد خدا ، کتاب اخلاق، خدا، ، آرامش و خوشبختی, زندگی سالم و زیبا, هنر شاد بودن, راز و رمز زندگ ، اشعار نظامی درباره خدا و معنویت, شعرهای زیبا و معنی دار درباره خ ، امام خمینی، دانشجویان فیلیپینی، نامه اخلاقی عرفانی، مسلمانی ، توصیه اخلاقی، دوران جوانی ، امیدواری، کار و تلاش، دانش جویی، انس ، چگونه به خدا برسیم, در آغوش خدا, راه های نزدیک شدن به خدا, عبادت ، حضرت مهدی ، خلوص عمل، عمل ، خلیفة الله ، خوبی و محبت به دیگران, ابراز عشق و محبت, متن و جملات زیبا درباره ،

صفحات اختصاصی
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :13
بازدید دیروز :8
کل بازدید :18944
تعداد کل یاداشته ها : 66
99/3/16
4:48 ص
یک نفر هست که از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا میخواند

گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند

یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست‌

مثل دوران خوش کودکیم‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌

یک نفر هست که چون چلچله‌ها
روز و شب شیفته پرواز است

توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است

یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم میروید

آسمان، باد، کبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمین میگوید

یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند

گاهگاهی ز خودم میپرسم
از کجا اسم مرا میداند ...
شعر یک نفر هست - عطر خدا www.atrekhoda.com

  
نزدیک ترین نقطه به خدا هیچ جای دوری نیست؛ نزدیک ترین نقطه به خدا نزدیک ترین لحظه به اوست، وقتی حضورش را درست توی قلبت حس می کنی، آنقدر نزدیک که نفـست از شوق التهاب بند می آید. آنقدر هیجان انگیز که با هیجان هیچ تجربه ای قابل مقایسه نیست. تجربه ای که باید طعمش را چشید...

نزدیک ترین نقطه به خدا - عطرخدا www.atrekhoda.com

اغلب درست همان لحظه که گمان می کنی در برهوت تنها ماندی، درست همان جا که دلت سخت می خواهد او با تو حرف بزند، همان لحظه که آرزو داری دستان پر مهرش را بر سرت بکشد، همان لحظه نورانی که از شوق این معجزه دلت می خواهد تا آخر دنیا از ته دل و با کل وجودت اشک شوق بریزی و تا آخرین لحظه وجودت ببـاری...

نزدیک ترین لحظه به خدا می تواند در دل تاریک ترین شب عمرِ ناخواسته تو و یــا در اوج بزرگ ترین شادی دلخواسته تو رخ دهد. می تواند درست همین حالا باشد و زیباترین وقتی که می تواند پیش بیاید همان دمی است که برایش هیچ بهانه ای نداری. جایی که دلت برای او تنگ است...

زیباترین لحظه عمر و هیجان انگیزترین دم حیات همان لحظه باشکوهی است که با چشم خودت خدا را می بینی. درست همان لحظه که می بینی او با همه عظمت بی کرانش در قلب کوچک تو جا شده است. همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت احساس، و نورانی و متعالی شدن حست را درک می کنی...

آن لحظه که می بینی آنقدر این قلب حقیر ارزشمند شده است که خدا با همه عظمت بی کرانش آن را لایق شمرده و برگزیده و تو هنوز متعجب و مبهوتی که این افتخار و سعادت آسمانی چگونه و از چه رو از آن تو شده است و این را همیشه به یاد داشته باش...
هرگاه با دیگرانی خود را خط بزن و هرگاه با خدائی دیگران را "
بودن را باور کن و تا زمانی که زنده هستی با عشق زندگی کن. لازمه عشق یک ارتباط عارفانه است پس به نیت قربت آماده شو، وضو بگیر و با تن پوشی از دعا و نیایش در محلی آرام، دلبستگی دنیوی را قطع کن و به هیچ چیز جز او نیــندیش...

شماره بگیر و از ته قلب صدایش کن و او را به بزرگی و یکتا بودن یاد کن. می خواهی آسمان دلت آبی، و خورشید روشنگر زندگی ات باشد...؟ می خواهی زبان گلها را بدانی و راز خلقت را دریابی...؟ پس به او توکل کن، دست هایت را بالا ببر، وجودت را سرشار از عشق و تمنا کن و به او بگو دوستش داری و فقط او را می ستایی، از او کمک می جویی... بخواه که راه را به تو نشان دهد!

خودت را گم کن، بگذار هیچ نقشی از تو بر زمین نماند، بال هایت را باز کن، به سوی معبود حقیقی پرواز کن. از او بخواه گاهی مواقع اختیار را از دست تو گرفته و به جایت تصمیم بگیرد. وقتی او را به بزرگی یاد کردی و در برابرش سر بر سجده نهادی، وقتی صدای ناله هایت به عرش کبریا رفت و قلبت تپید، قطرات اشک در چشمان زیبایت حلقه زد و گرمی اش را بر گونه هایت حس کردی، آن هنگام که در گفتن "ایاک نعبد و ایاک نستعین" دلت شکست و صدایت لرزید، بدان که گوشی را برداشته است و بشارت می دهد: بنده من، به من بگو چه می خواهی تا دعایت را اجابت نمایم. در این لحظه فرشته ها ناظر این همه شکوه و عظمت هستند. بدان که اگر به صلاح تو باشد همه چیز به تو عنایت می کند...

دوست من دعا کن همیشه با تو در تماس باشد و اگر روزی یادت رفت زنگ بزنی، تو را بیدار کند و عبادت را در تو بپروراند. هر لحظه منتظر باش تا تو را در مسیر زندگی هدایت کند. تنها سعی کن برای چند لحظه به جز او همه چیز را فراموش کنی....

  

ای فرزند آدم
به هر مقدار که قلبت به دنیا روی کرد ، دوستیم را از دلت بیرون می کنم
که من هیچگاه محبت به خویش را با دوستی دنیا در یک دل گرد هم نیاورم!
خالی کن خویش را برای عبادت من و کردارت را از ظاهر فریبی پاک گردان ،
تا جامه محبت خویش را بر جانت بپوشانم.
رو بسوی من کن و خود را برای یاد من تهی کن ،
تا در نزد فرشتگان خویش از تو یاد کنم.
حدیث قدسی 24 - عطرخدا www.atrekhoda.com

ای فرزند آدم
با حال خواری و کوچکی مرا یاد کن تا از سر فضل و کرم خویش یادت کنم.
یاد کن مرا با تلاش خویش تا یاد کنم تو را با دیدار خویش.
یادم کن آنگاه که بر روی زمینی تا یادت کنم تو را با دیدار خویش.
یادم کن آنگاه که بر روی زمینی تا یادت کنم آنگاه که در زیر زمین جای گیری.

هنگامی که غرق نعمت و سلامتی هستی مرا یاد کن تا در هنگام سختی و تنهایی یادت کنم.
با اطاعت و پیروی خود مرا یاد کن تا با مغفرت و آمرزش خویش یادت کنم.
چون در سلامتی و ثروت غوطه ور می باشی به یادم باش تا هنگام تنگدستی و نیستی به یادت باشم.
از سر راستی و پاکی مرا یاد کن تا در عوالم برتر به یاد تو باشم.
با نیکی به تنگدستان بیادم باش تا با بهشت که جایگاه نیکویی است یادت کنم.
با بندگی مرا یاد آر تا با پروردگاری تو را یاد آورم.
با زبان مرا یاد کن تا با مهربانی تو را یاد کنم.
با دوری از دنیا بیاد من باش تا با نعمت پایدار به یاد تو باشم.
در سختیِ بنیان برانداز ، مرا یاد کن تا با نجات کامل تو ، بیادت باشم.


  

به حضرت آیت الله بهجت (ره ) گفتند : کتابی در مورد اخلاق معرفی کنید ایشان فرمودند : نیازی به کتاب نیست یک کلمه کافیست (( خدا می بیند )).


  

 

         اشاره: معاون بین‌الملل حوزه‌های علمیه در جمع اساتید حوزه علمیه قم و مسؤولان مدرسه علمیه امام‌المنتظر‌(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعلبک به بیان بخشی از خاطرات سفر خود به کشور فیلیپین پرداخت. خاطره خواندنی حجت‌الاسلام والمسلمین زمانی را به نقل از مرکز خبر حوزه ملاحظه می‌کنید.

چند سال قبل که به کشور فیلپین رفته بودم، با دانشجویی برخورد کردم که شیعه بود. وقتی از او علت شیعه شدنش را پرسیدم، گفت: کشیشی که استادم بود، اولین جرقه شیعه شدن من را زد، او عرفان مسیحیت را تدریس می‌کرد و برای نشان دادن قوت عرفان مسیحی، عرفان سایر ادیان را نقد می‌کرد، اما وقتی خواست عرفان اسلامی را نقد کند موفق نشد.

استحکام عرفان اسلامی انگیزه‌ای بود تا با این دین بیش‌تر آشنا شوم و پس از جستجو به کتابچه‌ای عرفانی از اسلام برخورد کردم. با مطالعه آن متوجه شدم عرفان اسلام از عرفان تورات و انجیل بالاتر است و معنویت از قلم نویسنده این کتابچه می‌بارد.

مطالب عرفانی آن کتابچه را برای استادم مطرح کردم، اما او نتوانست پاسخی بدهد. انگیزه من روز به روز بیش‌تر می‌شد و کتاب‌های بیش‌تری در مورد اسلام مطالعه کردم تا بالاخره دین اسلام را آیین حقیقت یافتم و به آن ایمان آوردم.

با مسلمان شدن من بقیه دانشجویان هم که کنجکاو شده بودند آن کتابچه را مطالعه کردند و امروز تعداد قابل توجهی از دانشجویان دانشگاه UP فیلیپین شیعه شده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین زمانی می‌گوید: از او پرسیدم نام آن کتابچه چه بود؟ او گفت: نامه اخلاقی امام خمینی‌(ره) به فرزندش احمد آقا.

بخش‌هایی از نامه اخلاقی عرفانی امام که در تاریخ 23 تیر 1363 خطاب به حاج ‌احمد آقا نوشته شده به این شرح است:

نامه‏اى است از پدرى پیر فرسوده، که عمر خود را به مشتى الفاظ و مفاهیم به پایان رسانده، و زندگى خویش را در لاک خویشتن تباه نموده، و اکنون نفس‏هاى آخرین را با تأسف از گذشته خود مى‏کشد، به فرزند جوانى که فرصت دارد تا چون عباد‌الله صالحین در فکر رهانیدن خود از تعلق به دنیا که دام ابلیس پلید است، باشد.

برتری موجب رنج است

آنان که درصدد برترى‏ها به هر نحو هستند چه برترى در علوم- حتى الهى آن- یا در قدرت و شهرت و ثروت، کوشش در افزایش رنج خود مى‏کنند. وارستگان از قیود مادى که خود را از این دام ابلیس تا حدودى نجات داده‏اند، در همین دنیا در سعادت و بهشت رحمتند.

سیره انبیاء خدمت به خلق است

پسرم! از من گذشته «یَشِیبُ ابْنُ آدم وَ یَشُبُّ فِیهِ خَصْلَتان: الحِرْصُ وَ طُولُ الْأَمَلِ». لکن تو نعمت جوانى دارى و قدرت اراده، امید است بتوانى راهىِ طریق صالحان باشى. آن‌چه گفتم بدان معنى نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشى و گوشه گیر و کَلِّ بر خلق‌الله باشى که این از صفات جاهلان مُتنسِّک است یا درویشان دکان‏دار. سیره انبیاى عظام(صلّى‌الله على نبیّنا و علیهم اجمعین) و ائمه اطهار(علیهم السلام) که سرآمد عارفان با... و رستگان از هر قید و بند، و وابستگان به ساحت الهى در قیام به همه قُوى‏ علیه حکومت‏هاى طاغوتى و فرعون‏هاى زمان بوده و در اجراى عدالت در جهان رنج‏ها برده و کوشش‏ها کرده‏اند، به ما درس‏ها مى‏ دهد و اگر چشم بینا وگوش شنوا داشته باشیم راه گشایمان خواهد بود.

الاعمال بالنیات

پسرم! نه گوشه‏ گیرى صوفیانه دلیل پیوستن به حق است، و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت، شاهد گسستن از حق. میزان در اعمال، انگیزه‏هاى آن‌ها است. چه بسا عابد و زاهدى که گرفتار دام ابلیس است و آن دام‏گستر، با آنچه مناسب او است چون خودبینى و خودخواهى و غرور و عُجْب و بزرگ‏بینى و تحقیر خلق‌الله و شرک خفىّ و امثال آن‌ها، او را از حق دور و به شرک مى‏کشاند. و چه بسا متصدى امور حکومت که با انگیزه الهى به معدن قرب حق نائل مى‏شود، چون داود نبى و سلیمان پیامبر(علیهما السلام) و بالاتر و والاتر چون نبى اکرم- (صلّى‌الله علیه و آله و سلّم) و خلیفه بر حقّش على بن ابی طالب(علیه السلام) و چون حضرت مهدى(ارواحنا لِمَقْدَمِه الفداء) در عصر حکومت جهانى‏اش. پس میزان عرفان و حرمان، انگیزه است. هر قدر انگیزه‏ها به نور فطرت نزدیکتر باشند و از حُجب حتّى حُجب نور وارسته‏تر، به مبدأ نور وابسته‏ترند تا آن‌جا که سخن از وابستگى نیز کفر است.

میزان در اول سیر، قیام للَّه است هم در کارهاى شخصى و انفرادى و هم در فعالیت‏هاى اجتماعى. سعى کن در این قدم اول موفق شوى که در روزگار جوانى آسانتر و موفقیّت‏آمیزتر است. مگذار مثل پدرت پیر شوى که یا درجا زنى و یا به عقب برگردى و این محتاج به مراقبه و محاسبه است. اگر با انگیزه الهى مُلک جنّ و انس کسى را باشد، بلکه اگر به دست آورد، عارف با... و زاهد در دنیا است. و اگر انگیزه نفسانى و شیطانى باشد هر چه به دست آورد اگر چه یک تسبیح باشد، به همان اندازه از خداوند تعالى دور است و فاصله گرفته.

بارالها! احمد را نزد خود محمود، و فاطى را مفطوم، و حسن را احسن فرما، و یاسر را به یُسر برسان، و این خانواده منتسب به اهل بیت عصمت(ع) را با عنایات خاصّه خود تربیت کن و از شرّ شیاطین درونى و برونى حفظ فرما و سعادت دارَیْن را به آنان عطا فرما. و آخر وصیت من آن است که در خدمت به ارحام، خصوصاً مادرت که به ما حق‏ها دارد کوشش کن و رضاى آنان را به دست‏آور.« و الحمد للَّه اوّلًا و آخراً، و الصلاة على رسول‌الله و آله الأطهار و اللعنُ على أعدائهم.»


  
<      1   2