سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
هر کس را در مال وى دو شریک است : وارث و حوادث . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
دستورالعمل اخلاقی آیت الله بهجت ، حضرت مهدی ، سلامتی امام زمان ، دعا برای سلامتی امام زمان ، دعای عهد ، خلیفة الله ، فرج ، عهد و پیمان ، راز و نیاز با خدا، مناجات با خدا،حرف زدن با خدا, خدایا دستم را ب ، مومن، نشانه های مومن، ایمان، ورع، صدقه، صبر، حلم، صدق هنگام خوف ، خلوص عمل، عمل ، توصیه اخلاقی، دوران جوانی ، امیدواری، کار و تلاش، دانش جویی، انس ، دستورالعمل گشایش در سختی، سوره حشر ، مراحل موت، تحمل اذیت مردم، موت احمر ، امام خمینی، دانشجویان فیلیپینی، نامه اخلاقی عرفانی، مسلمانی ، کتاب اخلاق، خدا، ، یاد کردن خدا, به یاد بودن خداوند, محبت خدا, آثار و برکات یاد خدا ، چگونه به خدا برسیم, در آغوش خدا, راه های نزدیک شدن به خدا, عبادت ، شعرهای زیبا درباره خدا, شعر عاشقانه, متن و جملات عاشقانه, لبخند ، خوبی و محبت به دیگران, ابراز عشق و محبت, متن و جملات زیبا درباره ، اشعار نظامی درباره خدا و معنویت, شعرهای زیبا و معنی دار درباره خ ، متن های زیبا و انرژی بخش, علت آفرینش انسان, رشد و پیشرفت فلسفه خ ، آرامش و خوشبختی, زندگی سالم و زیبا, هنر شاد بودن, راز و رمز زندگ ، غم و غصه و تنهایی, صحبت و راز و نیاز با خدا پروردگار, خدایا کمکم ،

صفحات اختصاصی
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :7
کل بازدید :5461
تعداد کل یاداشته ها : 66
95/7/9
6:42 ص

شاهکار زندگی چیست؟
این که در میان مردم زندگی کنی
ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی،
دروغ نگویی،
کلک نزنی
و سوء استفاده نکنی،
این شاهکار است ...

لازم نیست یکدیگر را
"تحمل" کنیم،
کافیست همدیگر را "قضاوت" نکنیم.
?زم نیست برای "شادکردن" یکدیگر ت?ش کنیم،
کافیست بهم "آزار" نرسانیم.
?زم نیست دیگران را اص?ح کنیم،
کافیست به"عیوب" خود بنگریم.
حتی ?زم نیست یکدیگر را "دوست"داشته باشیم،
فقط کافیست "دشمن" هم نباشیم.

آری، در کنار هم شاد بودن و با آرامش زیستن، شاهکار است ...

شاهکار زندگی - عطر خدا www.atrekhoda.com

  

با توجه به بعضی از روایات امام زمان(ع) مانند انسان های دیگر زندگی طبیعی داشته ودر میان مردم رفت و آمد دارد و ممکن است مانند پیامبران الهی و دیگر امامان معصوم به بیماری یا مشکلات دیگر دچار شوند. بنابراین دعا و صدقه و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی(ع) بی تاثیر نیست و محفوظ ماندن ایشان توسط خداوند که در آیات آمده عموما به معنای حفظ جان ایشان است. امام زمان(ع) مانند ما بدنی طبیعی و معمولی دارند و ممکن است در اثر سرما و گرما و دیگر عوامل دچار بیماری شوند و ما برای جلوگیری از آنها دعا می کنیم و صدقه می دهیم وپیشوایان معصوم ما در دعاها و مناجات خود برای حفظ و سلامتی امام عصر(ع) دعا کرده و به ما یاد داده اند که چگونه برای او دعا کنیم. به عنوان نمونه امام رضا(ع) پیوسته به دعا کردن برای امام زمان(عج) با این دعا امر می کرد:«اللهم ادفع عن ولیک...و اعذه من شرجمیع ما خلقت و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظک الذی لا یضیع من حفظته به »؛ »خداوندا هر گونه بلا را از ساحت ولی خود دور گردان..و او را در پناه خود از شر تمام آنچه آفریده و ایجاد و انشا و صورت گری فرموده ای، محفوظ بدار و او را از پیش رو و پشت سر و راست وچپ و بلایای آسمانی و زمینی محفوظ بدار : حفظ کردنی که هر کس را آن طور محفوظ گردانی از بین نرود...(مصباح المتهجد، ص409).
امام حسن عسکری نیز در قنوت نمازهایشان این گونه دعا می فرمود: «...فاجعله اللهم فی امن مما نشفق علیه منه ورد عنه من سهام المکائد مایوجهه اهل الشنان الیه»؛ «خداوندا! او (امام زمان) را در پناهگاهی قرار داده تا از شر متجاوزان در امان باشد.خدایا! او را از چیزهایی در امان بدار که بر ایش می ترسیم و تیر های نیرنگ را که کینه بدخواهانش به سوی او پرتاب می کنند بر طرف ساز». (مصباح المتهجد)
بنابراین با توجه به کلمات گهربار معصومین دعا برای سلامتی و حفظ وجود مبارک امام عصر(ع) صحیح و بایسته می باشد.
البته خداوند متعال ,خلیفه و ولی خود را از هر گونه آسیب ها و آفات حفظ و حمایت می فرماید؛ ولی ما نیز وظیفه داریم برای سلامتی آن حضرت بکوشیم و بدین وسیله اظهار عشق و ارادت خود را ابراز نماییم. با تمام وجود او را بر خود مقدم بداریم و از این راه رضایت و نظر لطف او را نسبت به خود جلب نماییم.
بر این اساس دعا و صدقه و...پیش از آنکه برای امام عصر(ع) فایده و اثر داشته باشد برای شخص دعا کننده تاثیر دارد. اگر کسی برای حجت الهی کاری انجام دهد و او را برخود مقدم بدارد او این اعمال را می بیند و پاسخ در خوری می دهد (مثل دعا برای سلامتی آن شخص...)

به طور کلی دعا برای امام زمان از هر حیث آثار و برکات فراوانی دارد از جمله:
1- نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستی تمام ائمه معصومین بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان می گردد.
2- اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان با آن حضرت را دین داری و شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام(ع) و یاری رساندن او با نثار جان و مال تشکیل می دهد.
تجدید بیعت با آن حضرت(ع) کاری است که بعد از هر نماز از فرایض پنجگانه، یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام می شود مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح دعاهایی که مربوط به وجود مبارک امام عصر(عج) است خوانده شود.
دعای شریف «اللهم بلغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعای عهد» (مفاتیح الجنان، ص891 و 892) شاهدی برای این سخن است.
3- سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران می گردد. یاد امام زمان(عج) توجه به ارزش های
دین و اصول اخلاقی را در دلها جوانه می زند و برعکس غفلت از یاد و خاطره امام یکی از دلایل عمده پژمردگی و سستی ارزش های الهی و انسانی در جوامع مسلمان است.
دلت گر که یک لحظه غافل نشیند
خدنگ بلا بر دل دل نشیند
4- کسی که سلامتی امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است در نتیجه دعا برای سلامتی آن حضرت، انسان را بر انجام کارهایی وامی دارد که موجب خشنودی آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهی می گردد.
5- دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگی مؤمنان می شود.
6- موجب قرب الهی است. امام مهدی(عج) در خصوص زیارت آل یس می فرمایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید این زیارت را که از جانب خداوند انشاء شده است بخوانید» (مفاتیح الجنان، ص 863).
این زیارت که از جهات مختلف، محتوایی عمیق دارد بسیار مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است. از جمله سلام هایی که در این زیارت ادا می شود، از ابتدا تا انتها، دعای برای سلامتی و تندرستی و بهروزی امام زمان(عج) است. H} «السلام علیک یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیک حین تصبح و تمسی، السلام علیک فی الیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی ... السلام علیک بجوامع السلام...؛ سلام بر تو ای جانشین خدا و یاری کننده حق... درود و سلام بر تو هنگامی که بامداد و شام کنی، درود و تهیت الهی بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتی که نور دهد (یعنی سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودی همه جانبه...».
برای مطالعه بیشنر در این زمینه: ر.ک:
1.مهدویت (پیش از ظهور )، رحیم کارگر
2.مکیال المکارم : موسوی اصفهانی

منبع: پرسمان دانشجویی


  

 

 

علاقه و محبت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به حسین علیه السلام

1 . زمخشری (از علمای بزرگ اهل سنت)، صاحب تفسیر معروف «کشاف » ، در کتاب «ربیع الابرار» نقل می کند:

«فاطمه علیها السلام با فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رسیده و عرض کرد: یا رسول الله! هدیه ای به این ها بده . حضرت فرمود: پدرت فدایت، من مالی ندارم تا هدیه کنم . سپس حسن علیه السلام را بغل کرده، بوسید و روی پای راست خود قرار داد و فرمود: به این فرزندم، اخلاق و هیبت خود را هدیه می کنم و حسین علیه السلام را نیز بغل کرد و بوسید و بر روی پای چپ خود نهاد و فرمود: شجاعت و جود خود را بدو بخشیدم .» (1)

2 . ابوهریره (از راویان بنام اهل سنت) می گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم را دیدم که حسین بن علی علیهما السلام را در بغل گرفته و می فرمود: «خدایا! او را دوست می دارم تو هم او را دوست بدار» . (2)

3 . قاضی نورالله شوشتری در کتاب «احقاق الحق » می نویسد:

ابوالمؤید موفق بن احمد (از علمای اهل سنت) در مقتل الحسین از راویان مختلف و آنها از ابوبکر نقل می کنند که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند .» (3)

4 . حافظ ابونعیم اصفهانی (از علمای اهل سنت) در کتاب حلیة الاولیاء (ج 4، ص 139) نقل می کند که او با سلسله راویان مختلف از جمله عمربن خطاب روایت می کند که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «حسن و حسین سرور جوانان بهشت هستند .»(4)

5 . احمد بن حنبل در مسند خود به نقل از راویان متعدد، می نویسد:

پیامبر، حسن و حسین را به سینه خود می چسباند و می فرمود: «خدایا! من این دو را دوست دارم، تو نیز آنها را دوست بدار .» (5)

پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و شهادت حسین علیه السلام در کربلا

6 . از عایشه نقل شده است که گفت:

حسین در حالی که به پیامبر وحی نازل می شد، به محضر وی در آمده و خود را روی او انداخت و از پشت او بالا رفت . جبرئیل گفت: یا رسول الله! او را دوست می داری؟ فرمود: چرا پسرم را دوست نداشته باشم . جبرئیل گفت: امت تو بعد از تو، او را خواهند کشت . جبرئیل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داده و گفت: در این سرزمین، این پسر تو کشته می شود و اسم این سرزمین، «طف » است . و چون جبرئیل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالی که آن خاک را در دست گرفته بود و می گریست، فرمود: عایشه! جبرئیل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خورده و پسرم حسین را در سرزمین طف خواهند کشت . سپس در حالی که گریه می کرد، به طرف اصحاب خود - که در میان آنان علی، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند - رفت . آنان عرض کردند: یا رسول الله! چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین طف به شهادت می رسد و این خاک را به من داده و گفت: در همان جا به خاک سپرده خواهد شد . (6)

شخصیت و فضائل امام حسین علیه السلام

7 . ابن کثیر (از علمای معروف مذهب شافعی) در کتاب «البدایة و النهایة » در باره مقام امام حسین علیه السلام چنین می نویسد:

پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم حسن و حسین را گرامی می داشت و به آنها محبت زایدالوصفی می کرد . لذا حسین علیه السلام از صحابه پیامبر به شمار می رود و با آن حضرت تا دم مرگ آن بزرگوار، محشور و مصاحب بوده و حضرت رسول نیز از او رضایت کامل داشته، اگرچه حسین علیه السلام در سنین کودکی بود . (7)

8 . ابن کثیر همچنین می نویسد:

بخاری از ابونعیم نقل می کند که از عبدالله بن عمر شنیدم که در جواب کسی که از او در باره کشتن مگس در ماه محرم پرسیده بود، گفته است:

مردم در باره کشتن مگس سؤال می کنند در حالی که پسر دختر رسول الله را کشته اند! (و از او نمی پرسند) و حال آن که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در باره حسن و حسین فرموده است: «آنها گل های خوشبوی من در دنیا هستند .» (8)

9 . شیخ محمد بن محمد مخلوق مالکی می نویسد:

حسین علیه السلام انسان با فضل و بسیار اهل نماز و روزه بود و بیست و شش بار پیاده خانه خدا را زیارت کرده است . (9)

10 . شیخ نورالدین علی بن صباغ مالکی، معروف به «ابن صباغ » در باره جوانمردی آن حضرت می نویسد:

انس می گوید: خدمت حسین علیه السلام بودم که کنیزکی آمد و با خود دسته گلی آورد و به امام هدیه کرد . امام فرمود: برو، در راه خدا آزاد هستی . پس به او عرض کردم: او که کار مهمی انجام نداده و چنین پاداشی دریافت کرد؟ ! فرمود: آیا نشنیده ای سخن خدای تعالی را که «و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها» (نساء/86) چون شما را احترام کردند، به درودی بهتر پاسخ دهید . (10)

11 . عباس محمود عقاد مصری، نویسنده کتاب «الحسین ابوالشهداء» می گوید:

«شجاعت حسین علیه السلام صفتی است که از شخصی مانند حسین علیه السلام تعجب آور نیست . زیرا شجاعت از او مثل ظهور طلا از معدن آن است . یعنی حسین علیه السلام معدن شجاعت است و این، فضیلتی است که آن را از پدران و نیاکان به ارث برده و به فرزندان خود به ارث گذاشته است . . . البته در میان فرزندان آدم کسی در شجاعت قلب و قوت روحی، شجاع تر از حسین علیه السلام در مقایسه با آنچه او در کربلا بدان اقدام کرد، پیدا نمی شود . . . برای او همین بس که در طول صدها سال تاریخ دنیا، او همچنان شهید، فرزند شهید و پدر شهیدان باقی مانده است .» (11)

12 . ابن روزبهان می گوید:

«اوست که به قدرت غیرت، هرکافر متمردی را از بیخ و بن برمی کند . اوست که در مقام بندگی الهی به وظیفه ذکر پاکی حق تعالی و بزرگی او، جل و علا، قیام به سزا فرمود . او به واسطه طی منازل قرب الهی به اقصی مرتبه توحید رسیده بود .» (12)

قیام امام حسین علیه السلام در ترازوی قضاوت

13 . ابوالحسن اشعری (متوفای 324 ق)، پیشوای مکتب اشاعره، می گوید:

«چون ستمگری یزید از حد گذشت، امام حسین علیه السلام با یاران خود علیه بیداد او قیام کرد و در کربلا به شهادت رسید.» (13)

14 . علامه آلوسی، (متوفای 1270 ق)، که مرجع و مفتی اهل سنت عراق بود، در «تفسیر روح المعانی » ذیل آیه شریفه «فهل عسیتم ان تولیتم . . . ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله . . .» (محمد/26) از احمد بن حنبل - پیشوای مذهب حنابله - نقل می کند که:

پسرش از وی در باره لعن یزید سؤال کرده، او جواب گفت: «کیف لایلعن من لعنه الله فی کتابه; چگونه لعن نشود کسی که خدا او را در کتابش لعنت کرده است؟ !» عبدالله پسر احمد بن حنبل پرسید: من کتاب خدا را خواندم ولی لعن یزید را ندیدم؟ احمد بن حنبل در پاسخ، آیه شریفه «فهل عسیتم . . .» را خواند و آنگاه گفت: «ای فساد و قطیعة اشد مما فعله یزید; چه فساد و قطع رحمی از فسادی که یزید مرتکب آن شده، بالاتر است؟ !» (14)

15 . آلوسی بعد از نقل آن سخنان می گوید:

«در لعن یزید توقف نیست چون اهل کبائر و دارای اوصاف خبیثه بود و بر [مردم] مدینه ظلم و تعدی کرد و حسین علیه السلام را کشت و به اهل بیت اهانت کرد .» (15)

16 . مولوی محمد شهداد حنفی در باره قیام سیدالشهداعلیه السلام می نویسد:

«در راه آنچه آن را حق می دانست، جان خود را تسلیم جان آفرین کرد ولی تسلیم باطل نشد . با آن که یار و یاورانی به حد کافی نداشت، علیه باطل با تمام قدرت و شهامت، ایستادگی کرد تا این که به مقام شهادت عظمی نائل آمد .» (16)

17 . ابن روزبهان می نویسد:

«آن حضرت در میان امواج شدت و بلا، شربت شهادت نوشیده و در کربلا دفن شد . حادثه ای غم انگیزتر و مصیبت بارتر و دردناک تر از این، در تاریخ اسلام رخ نداده است! نفرین به اندازه علم خدا بر هرکسی که در جنگ علیه آن حضرت حاضر شده و در آن شریک و بدان راضی بوده است .» (17)

18 . ابن خلدون می گوید:

«نمی توان گفت: یزید هم در کشتن امام حسین علیه السلام اجتهاد کرد، پس بی تقصیر است; چون صحابه ای که با امام حسین علیه السلام در قیام شرکت نکرده بودند، هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند . این یزید بود که با امام جنگید . این عمل یزید، نشانه فسق اوست و حسین علیه السلام در شهادتش ماجور است در حالی که یزید از عدالت به دور بوده و حسین علیه السلام علیه یک حاکم ظالم قیام کرده بود .» (18)

19 . دکتر طه حسین (متوفای 1973 م)، ادیب، نویسنده و ناقد معاصر اهل سنت، معتقد است:

«از آنجا که حسین از یک سو، مسئول حفظ دین و از سوی دیگر، آزاده و قهرمان است، هرگز در قبال بیعت خواهی یزید، سرتسلیم فرود نخواهد آورد . پس برای رسیدن به هدف خود، باید به هرکار مشروعی دست می زد . بنابراین، برای احتراز و دوری از امر بیعت، به کوفه روی آورد و شهادت را بر بیعت با یزید که به نوعی تایید ستم های او بود، ترجیح داد .» (19)

20 . شیخ عبدالله علائلی (متوفای 1996 م)، دانشمند و نویسنده اهل سنت (به گفته خود ایشان وجه تسمیه علایلی بدان جهت است که شجره خانوادگی آنان به امام علی بن ابیطالب علیه السلام می رسد)، با تحلیل اوضاع زمان یزید، سکوت را بر هیچ دیندار و آزاده ای جایز نمی داند . اما در این میان، کسی که از همه بیشتر مسئولیت داشت و در اعتراض به وضع ناهنجار آن عصر از شایستگی بیشتری برخوردار بود، امام حسین علیه السلام بود .

قیام حسین علیه السلام خواست همه مسلمانان بوده است; این قیام انعکاس و طنین گسترده ای به جای گذاشت و تا آنجا پیش رفت که تخت سلطنت امویان را به لرزه درآورد و سرانجام به نابودی کشاند . (20)

21 . شیخ عبدالله علائلی همچنین می گوید:

«هرکس در زندگی، دو روز دارد: روز زنده شدن و روز مرگ; ولی تو ای حسین! تنها یک روز داشتی . روز زنده شدن و حیات; زیرا تو هرگز نمردی، تو جان شیرین خود را بر سرعقیده پاک و هدف بزرگ و آرمان مقدس خویش نهادی، به همین دلیل تا حق و حقیقت و اسلام در جهان زنده است، تو هم زنده ای .» (21)

امام حسین علیه السلام اسوه مسلمانان و آزادگان

22 . محمدعلی جناح، رهبر بزرگ پاکستان، می گوید:

«به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی نمایند .» (22)

23 . شیخ محمد عبده، از دانشمندان اهل سنت و از مصلحان بزرگ، می نویسد:

«هنگامی که در دنیا حکومت عادلی وجود دارد و هدفش اقامه شرع و حدود الهی و در برابر آن، حکومتی ستمگر است که می خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هر مسلمانی یاری و مساعدت «حکومت عدل » واجب است و در همین باب، انقلاب امام حسین علیه السلام است که در برابر حکومت یزید، که خدا او را خوارکناد، ایستاد .» (23)

اشعار اهل سنت در سوگ امام علیه السلام

24 . شافعی - پیشوای یکی از مذاهب اربعه اهل سنت که علاقه و ارادت بسیاری به اهل بیت علیهم السلام دارد - در باره واقعه عاشورا، اشعار زیبایی سروده است که ترجمه برخی ابیات آن را می آوریم:

«این حادثه از حوادثی است که خواب مرا ربوده و موی مرا سپید کرده است .

دل و دیده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگین کرده است و اشک چشم، جاری و خواب از آن پریده است .

دنیا از این حادثه خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم متزلزل شده و قامت کوه ها از آن خواب ذوب شده است .

آیا کسی هست که از من به حسین پیامی برساند، اگرچه دل ها آن را ناخوش دارند؟ !

حسین کشته ای است بدون جرم و گناه که پیراهن او به خونش رنگین شده،

عجب از ما مردم آن است که از یک طرف، به آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم درود می فرستیم و از سوی دیگر، فرزندان او را به قتل می رسانیم و اذیت می کنیم!

اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است، از این گناه هرگز توبه نخواهم کرد .

اهل بیت پیامبر در روز محشر، شفیعان من هستند و اگر نسبت به آنان بغضی داشته باشم، گناه نابخشودنی کرده ام .» (24)

25 . علامه اقبال لاهوری (از اندیشمندان اهل سنت) در وصف امام حسین علیه السلام و فلسفه قیام عاشورا، تحت عنوان «رمز قرآن از حسین علیه السلام آموختیم » سروده ای بس زیبا دارد:

آن امام عاشقان، پور بتول

سرو آزادی ز بستان رسول

الله الله بای بسم الله، پدر

معنی ذبح عظیم، آمد پسر

چون خلافت رشته از قرآن گسیخت

حریت را زهر اندرکام ریخت

خون آن سر، جلوه خیرالامم

چون سحاب قبله باران در قدم

بر زمین کربلا بارید و رفت

لاله در ویرانه ها کارید و رفت

تا قیامت قطع استبداد کرد

موج خون او چمن ایجاد کرد

بهر حق در خاک و خون گردیده است

پس بنای «لا اله » گردیده است × × ×

مدعایش سلطنت بودی اگر

خود نکردی با چنین سامان سفر

دشمنان چون ریگ صحرا، لا تعد

دوستان او به یزدان هم عدد

سر ابراهیم و اسماعیل بود

یعنی آن اجمال را تفصیل بود

عزم او چون کوهساران استوار

پایدار و تند سیر و کامکار

تیغ بهر عزت دین است و بس

مقصد او حفظ آیین است و بس

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

تیغ «لا» چون از میان برون کشید

از رگ ارباب باطل، خون کشید

نقش «الا الله » بر صحرا نوشت

سطر عنوان نجات ما نوشت

رمز قرآن از حسین آموختیم

ز آتش او شعله ها افروختیم

شوکت نام و فر بغداد رفت

سطوت غرناطه هم از یاد رفت

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

ای صبا! ای پیک دور افتادگان!

اشک ما بر خاک پاک او رسان (25)

26 . عطار نیشابوری (متوفای 618 ق)، در مصیبت نامه خود در باره امام حسین علیه السلام نیز چنین سروده است:

کیست حق را و پیغمبر را ولی

آن حسن سیرت، حسین بن علی

آفتاب آسمان را معرفت

آن محمد صورت و حیدر صفت

نه فلک را تا ابد مخدوم بود

ز آن که او سلطان ده معصوم بود

قرة العین امام مجتبی علیه السلام

شاهد زهرا، شهید کربلا

تشنه او را دشنه آغشته به خون

نیم کشته گشته سرگشته به خون

آن چنان سر، خود که برد بی دریغ؟

کافتاب او در آن شد زیر میغ

گیسوی او تا به خون آلوده شد

خون گردون از شفق پالوده شد

کی کنند این کافران با این همه

کو محمد؟ کو علی؟ کو فاطمه؟

صد هزاران جان پاک انبیا

صف زده بینم به خاک کربلا

در تموز کربلا تشنه جگر

سر بریدندش، چه باشد زین بتر؟

با جگر گوشه پیغمبر این کنند

وانگهی دعوی داد و دین کنند

کفر آید، هرکه این را دین شمرد

قطع باد از بن زبانی کاین شمرد

هر که در رویی چنین آورد تیغ

لعنتم از حق بدو آید دریغ

کاشکی، ای من سگ هندوی او

کم ترین سگ بودمی در کوی او (26)

27 . شیخ رضا طالبانی کرکوکی (متوفای 1327 ق)، از شاعران مشهور پارسی گوی کرد عراق، در تمجید از امام حسین علیه السلام چنین می سراید:

لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است

عشق بازی، سر به میدان وفا افکندن است

گر هواخواه حسینی، ترک سرکن چون حسین

شرط این میدان به خون خویش بازی کرده است

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا

صد شرف دارد بر آن وادی، که گویند ایمن است

ای من و ای من فدای خاک پاکی کاندرو

نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است

زهره زهرا نگین و خاتم خیرالوری

زور زهر مرتضی و حیدر خیبر کن است

سنیم، سنی ولیکن حب آل مصطفی

دین و آیین من و آباء و اجداد من است

شیعه و سنی ندانم، دوستم با هرکه او

دوست باشد، دشمنم آن را که با او دشمن است (27)

28 . جلال الدین مولوی نیز در «دیوان شمس » اشارات متعددی به واقعه کربلا دارد; غزلی از سروده های وی را که اغلب با آن آشنا هستیم، در زیر می آوریم:

کجائید ای شهیدان خدائی

بلاجویان دشت کربلائی

کجائید ای سبک روحان عاشق

پرنده تر ز مرغان هوائی

کجائید ای شهان آسمانی

بدانسته فلک را در کشائی

کجائید ای زجان و جان رهیده

کسی مر عقل را گوید: کجائی؟

کجائید ای در مخزن گشاده

کجائید ای نوای بی نوائی

در آن بحرید کین عالم کف اوست

زمانی پیش دارید آشنائی

کف دریاست صورت های عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفائی (28)


پی نوشت ها:

1 . ربیع الابرار، ص 513، به نقل از «احقاق الحق » ، قاضی نورالله شوشتری .

2 . مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 177 .

3 . احقاق الحق، ج 10، ص 708 .

4 . همان، ص 564 .

5 . مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 369 .

6 . مجمع الزوائد، ج 9، ص 187، به نقل از «امامان اهل بیت (ع) در گفتار اهل سنت » ، داود الهامی .

7 . البدایة و النهایة، ج 4، جزء 8، ص 142 .

8 . همان، ص 193 .

9 . طبقات مالکیه، ج 2، ص 89، به نقل از «احقاق الحق » ، ج 11، ص 420 .

10 . فصول المهمه، به نقل از «احقاق الحق » ، ج 11، ص 444 .

11 . الحسین ابوالشهداء، ص 280 - 195 .

12 . وسیلة الخادم الی المخدوم، ص 161 .

13 . مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلحین، ص 45 .

14 . مجله بصائر، ش 28، به نقل از «مقتل الحسین » ، ص 30 .

15 . زندگی امام حسین (ع)، سیدهاشم رسولی محلاتی، ص 152 .

16 . سرور شهیدان امام حسین (ع)، ص 44 .

17 . وسیلة الخادم الی المخدوم، ص 161 .

18 . مقدمه ابن خلدون، ص 415، (ترجمه گنابادی).

19 . علی و فرزندانش، ترجمه محمدعلی شیرازی، ص 456 .

20 . برترین هدف در برترین نهاد، ترجمه دکتر محمد مهدی جعفری، ص 88 .

21 . به نقل از ترجمه «زیارت عاشورا» ، علی کاظمی .

22 . به نقل از کتاب «درسی که حسین به انسانها آموخت » ، شهید هاشمی نژاد، ص 447 .

23 . تفسیر المنار، ج 1، ص 367 و ج 2، ص 183 .

24 . نامه دانشوران ناصری، ج 9، ص 298 .

25 . کلیات اشعار فارسی اقبال لاهوری، به تصحیح احمد سروش، ص 74 و 75 .

26 . اشک خون، ص 28، به نقل از «امامان اهل بیت (ع) در گفتار اهل سنت » .

27 . دیوان شیخ رضا طالبانی، ص 112 .

28 . کلیات دیوان شمس، ص 1017 .

 

منبع : برگرفته از سایت معاونت تهذیب حوزه - عبد العلی براتی


  
  

امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه 28 نهج البلاغه به مسأله مهمّى مى پردازد که بسیارى از مردم، از آن غافلند و آن این که مى فرماید: آگاه باشید! همان گونه که به هنگام ترس و ناراحتى، بر خدا عمل مى کنید، به هنگام آرامش نیز عمل کنید؛ «أَلاَ فَاعْمَلُوا فِی الرَّغْبَةِ کَمَا تَعْمَلُونَ فِی الرَّهْبَةِ»

خداپرستى و دیندارى به این نیست که در مشکلات به سوى خدا رویم و دست به دامان لطف او بزنیم، امّا به هنگام فرو نشستن طوفان مشکلات، خدا و طاعت او را به فراموشى بسپاریم. اگر چنین باشد، مشرکان و بت پرستانِ عصر جاهلیت نیز از خداپرستان خالص بودند؛ زیرا قرآن درباره آنها مى گوید:

«فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصْینَ لَهُ الدّیْنَ فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إَذاهُمْ یُشْرِکُونَم»؛ هنگامى که سوار بر کشتى شوند (و امواج غول پیکر دریا و گرداب ها از هر سو آنها را احاطه کند) خدا را با اخلاص مى خوانند، ولى هنگامى که خدا آنان را به خشکى رساند و نجات داد، راه شرک را پیش مى گیرند. (1)

و در جاى دیگر خطاب به این گونه افراد، مى فرماید: «وَ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعوُنَ إِلاّ إِیّاهُ فَلَمّا نَجّاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کانَ الاِْنْسانُ کَفُوُراً»؛ هنگامى که در دریا، زیانى به شما برسد (و خطراتى به سراغ شما بیاید)، تمام کسانى که(براى حلّ مشکلات مى خوانید) جز او (خدا) به فراموشى سپرده مى شوند، امّا هنگامى که شما را به خشکى و ساحل مى رساند و نجات مى دهد، روی گردان مى شوید و انسان بسیار ناسپاس است. (2)

غافل از این که روى آوردن در مشکلات به سوى خدا افتخار نیست، بلکه افتخار آن است که در آرامش و راحتى و سلامت و قدرت، انسان متوجه خدا باشد و طوق بندگى او را بر گردن نهد. آنها که در چنین ساعاتى به یاد او هستند، خدا آنان را در ساعات سخت و طوفانى از لطف خود محروم نخواهد کرد.

نشانه ایمان خالص آن است که انسان در سلامت و بیمارى، جوانى و پیرى، فقر و غنا، پیروزى و شکست، آزادى و زندان و بالأخره در همه حال به یاد او باشد و بر آستان او پیشانى نهد.

به همین دلیل، پیامبران بزرگ و امامان و پیشوایان راستین را مى بینیم که در همه حال، به یاد او بودند. حالات امام على (علیه السلام) را در زمانى که در گوشه خانه بود و دستش به ظاهر از همه جا کوتاه بود، با زمانى که ظاهراً بر تخت قدرت تکیه زده بود، یکسان مى بینیم. عبادت و راز و نیاز شبانه، رسیدگى به بینوایان و دردمندان، زهد و بى اعتنایى نسبت به دنیا، در هر دو حالت از زندگى او ظاهر و آشکار بود. (3)

پی نوشت:

1. عنکبوت/ 65(2)

2. اسراء/ 67.

3. پیام امام علی، جلد:2 ، ص: 188.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله مکارم شیرازی


  
  

 

گاهی زندگی انسان عمق ندارد و او حقیقت را به لحظه ای می فروشد... زندگی و حیات انسانی باید عمق داشته باشد تا انسان بتواند  روی آن موج ایجاد کند. هر کسی باید در زندگی خود دارای موج توحید باشد؛ زندگی دارای درون و عمقی است که اگر انسان به آن نرسد، بی حاصل است؛ نوع بشر بی حاصل است. عمق زندگی انسان حیات طیّبه است؛ حیات طیّبه ای که با جلوه های توحید همراه است.

 ای انسان، به زندگی ات معنا بده

انسان باید به آن برسد؛ درس عاشورا و محرم نیز همین است؛ «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» یعنی این درس ها را در هر مکان و در هر زمانی بخوان، با هر شغلی که داری و در هر جا که زندگی می کنی بخوان. این درس، از دروس پیاده شده بر روی کاغذ نیست؛ بلکه درسی است که انسان باید آن را در جان و حقیقت وجودش پیاده کند وگرنه این درس ها با درس خواندن حاصل نمی شود.

 

درس عاشورا این است که ای انسان، به زندگی ات معنا بده. زمانی زندگی معنادار می شود که انسان خود را به جذبه توحید عرضه کند؛ آنوقت اگر راه زندگیش را به درستی پیدا کرد، راه درست مرگ  را نیز پیدا می کند که چگونه بمیرد. آنوقت متوجه این بند از زیارت عاشورا می شود که  «الّلهمَ اجعَل مَحیایَ محیا مُحَمَدٍ وَ آلَ مُحَمَدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَدٍ وَ آل مُحَمَد»، خدایا، حیات مرا همانند حیات اهل بیت (علیهم السلام) و حیات پیغمبر (صلی الله علیه و آله) قرار بده، و مرگ مرا نیز همانند مرگ اهل بیت (علیهم السلام)  قرار بده. این یعنی انسان با نگرش در زندگی اهل بیت (علیهم السلام) از حیات و زندگی آنها به وجد آمده است. حیات و مرگ اهل بیت (علیهم السلام) همه بر محور توحید و الله است. به همین خاطر است که حماسه ساز هستند و همواره ماندگارند و از بین نمی روند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی فروغ توحید (پس از ویرایش مجدد)


  
  

حضرت آیت الله مجتهدی فرمودند: شخصی مدت 15 سال غیبت مرا می کرد و بعد از 15 سال فهمید حرفهایی که پشت سر من می زده مربوط به شخص دیگری است که فامیل او، مثل من(مجتهدی) است. و او در تهران محضر داشت و چند سال قبل از دنیا رفت، غرض این که هر چه را شنیدی، نگو که حتماً صحیح است، چه بسا دروغ باشد.


  
  
       

 حضرت آیت الله بهجت (ره) : به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت موثر است، اما نه لقلقه زبان . دعای تعجیل فرج مثل نماز نافله عمل مستحبی است ، یعنی راستی و جدی و متاثر باشیم و از خدا بخواهیم تا فاصله هزارو چند ساله که بین مردم و واسطه فیض افتاده برطرف شود .


 

منبع :در محضر بهجت ج2 ص324

 


  
  
این بار از اقیانوسی بی کران خسته تر از همیشه با تو سخن می گویم. اینجا بی ساحل ترین جای دنیاست و من اسیر قایقی هستم که تنها امیدِ نجات است!

خدایا می شنوی؟ تو را می خوانم! سینه ام لبریز از حرف هایی ست که تنها محرمش تو هستی ...

گذشته را نگاه کن، آن منم که در ساحل سیاه آرمیده ام، غافل از هرچیز اما آسوده. آسوده و خوشحال از بی خبری، از نادانی، از جهالت. هنوز نمی دانم چرا خواستی مرا از آن ساحل نجات دهی! ساحلی که در آن همه چیز بود، همه چیز مگر نور ...

تو بودی خدایا که مهر نور را در دلم نشاندی. از دور به من نشانش دادی تا شیفته زیباییش شوم، تا پاکیش را حس کنم و شور پاک شدن بیابم. مرا یاری کردی که قایقی کوچک بسازم و برای رسیدن به خورشید روانه ی دریاها شوم. تا بجنگم با هر آنچه بین من و خورشید فاصله بود. با موج هایی که از خشم کف به لب داشتند، با طوفان هایی که بی رحمانه به ستیز می آمدند، با بادهایی که مرا، قایقم را به صخره ها می کوفتند، با گرداب هایی که مرا به کام خود فرو می کشیدند.  

خداوندا می بینی؟ اکنون من از چنگ آنها گریخته ام. اما بنگر، بادبان قایقم را بادهای وحشی دریده اند، پاروهایم را موج های غارتگر به تاراج برده اند، سکان قایقم را صخره ها در هم شکسته اند. می بینی گرداب های حریص چگونه مرا به سوی خود می کشند؟

دیگر در من توانی نیست. گویی تمام وجودم کرخت شده و حتی توان برخاستن ندارم. بی هیچ اراده ای اسیرتقدیری هستم که تو برایم رقم خواهی زد ...

خدایا از تو نمی خواهم که مرا به ساحلی برسانی که به آن پناه برم و اندکی بیاسایم. من امن ترین پناهگاه ها را دارم که تویی. خود از ساحل آمده ام، در طلب نور ، در طلب خورشید آمده ام! اگر لایق آن نیستم چرا مرا تا اینجا کشاندی؟ تا طعمه ی گرداب های حسرت شوم؟ تا در ساحل نشسته ها به ریشخندم گیرند و بگویند خورشید هم چیزی جز سیاهی نیست؟ نه، خداوندا نه! می دانم تو خود دریای رحمتی، دریایی که هیچ کس در آن سرگردان نمی شود ...

خدایا از خورشید تا تو راهی نیست! مگذار پس از آن همه جنگ، آن همه مبارزه جان فرسا شاهد غروب خورشید باشم. مگذار امواج مرا به ساحل سیاه بازگردانند و برای همیشه در حسرت جرعه ای نور بمانم. مگذار حتی برای لحظه ای بی نور، بی خورشید بمانم ...

 

اسیر سرنوشت - عطر خدا www.atrekhoda.com

94/10/27::: 8:43 ع
نظر()
  
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند …
و رفتنش چیزی از آن کم …!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد
باید که جای پایش در این دنیا بماند
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود ...

نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا ببخشیم
آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ؛
دوستی را ؛
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس !


بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت
آمده یم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم ...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم :)

بهترین بازی - عطرخدا  www.atrekhoda.com

  
یک شعر بسیار زیبا از نظامی که شاید شنیده باشید. اما ارزش بارها خوندن رو داره ...

شعر نظامی درباره خدا  - عطر خدا www.atrekhoda.com

ای همه هستی ز تو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده

آنچه تغـیـُر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی


ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست

هر که نه گویای تو خاموش به
هر چه نه یاد تو فراموش به


ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد زنده و فرسوده ما

پیش تو گر بی سر و پای آمدیم
هم به امید تو خدای آمدیم


یار شو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چاره بیچاره‌گان

قافله شد واپسی ما بـبین
ای کس ما بیکسی ما ببین


بر که پناهیم توئی بی‌نظیر
در که گریزیم توئی دستگیر

جز در تو قبله نخواهیم ساخت
گر ننوازی تو ، که خواهد نواخت


درگذر از جرم که خواننده‌ایم
چاره ما کن که پناهنده‌ایم

  
   1   2      >